تو تموم دوران مریضیم حس میکردم بی عرضم بی لیاقتم تنه لشم
تو اون دوران هزار تا ادم پایین تر از خودمو بقیه میزدن تو سرم
به رخم میکشیدن که انقدر بی عرضم که حتی نتونستم دیپلم بگیرم
چه قدر حالم از خودم بهم میخورد چه قدر خودمو پایین میدیدم
دیروز که از صبح ساعت ۵ بیدار بودم و درس خوندم
بعد رفتم ۸ ساعت کار کردم
بعد برگشتم ورزش کردم شام رژیمیمو پختم خونه رو تمیز کردم و مجدد درس خوندم
یهو یاد اون روزا افتادم که کوچک ترین کارا برام حکم کوه کندنو داشت