امروز صبح از خواب بیدار شدم دیدم مامانم داره وصیتم میکنه گفتم چی شده مامان چت شده تو که اینطوری نبودی دیدم خیلی خوشحاله گفتم چرا خوشحالی اقد خبریه؟گفت شاید فردا نباشم ... اسممو صدا زد گفت برا خونه فلان کار کن اینطوری غذا درست کن بعد یهو فهمیدم که مامانم بخاطر یه چیزی حس میکنه سرطان داره خلاصه کنم شروع کردم به گریه اونم گریش گرفت کلی گریه کردم سرطان سینه
لطفاً اگر تجربه ای دارید بگید و لطفاً برای سلامتی مادرم صلوات بفرستید ممنونم🫠