2777
2789
عنوان

دیشب خواب دیدم

50 بازدید | 3 پست

من دیشب یکی نفر گفته توی سایت که اسمتونو بدید تا براتون موقع نماز اگه اشتباه نکنم دعا کنم منم بهشون اسمم رو گفتم و گفتم که از خدا برام بخواین که در رسیدن به اهدافم بهم کمک کنه و قدرت مقابله با مشکلات رو بهم بده ، من ی چند ماهیه خیلی به اهداف بزرگم فکر میکنم و دغدغشون رو دارم حالا دیشب خواب پدربزرگ فوت شدمو دیدم که عزیزترین آدم زندگیم بود و خیلی دلتنگشم اونم خیلی منو دوست داشت و ازش همیشه میخوام که اونم برام دعا کنه که به موفقیت برسم، سال ۹۸ کرونا آزمون گرفتش ، توی چندسال ۳.۴ بار دیگه هم خوابش رو دیدم ، ما خانمه پدربزرگم طبقه بالا ماست ، دیشب خواب دیدم که چندتا مهمون برامون اومده ، بابا و مامانم هم خانه نیستن و منم بعد از چند سال که تکواندو نمیرم و چاق شدم ، دوباره میخوام برم تکواندو ، بعد پدربزرگم چندتا بچه رو میخواد برسونه ی جایی ولی احساس کردم بهانه س منو میخواد برسانند باشگاه بعد از پله ها آمد پایین ، خانه ما هم که طبقه لوله بهم گفت بیا برسانمت ، بعد منم به خاطر اینکه کسی خانه نبود گفتم نه بابام برمیگرده میرسانه منو بعد ی زنبور بزرگ آمد روی چارچوب در خانه ما وایساده ، پدربزرگم گفت بزار این زنبور بره داخل خانتان بعد با من بیا ، انگار که اون زنبور رو نگهبان میدانست ، بعد منم صبر کردم زنبور بیاد بیرون درو بستم و زنبور رفت بیرون و دیگه توی خانه نماند و منم درو بستم یک لحظه فکر کردم کلید ندارم ، گفتم شاید چیزی یادم بره دیدم یه کلید تو جیبم هست ، بعد با خیال راحت سوار ماشین پدربزرگم شدم که سمند بود شدم البته تو واقعیت اصلا سمند نداشت ، بعد با اون چندتا بچه رفتیم ، همون نزدیکی خانه خودمان دیدم اون قسمت چقدر مغازه های جدید باز شده بود مثلاً توی قسمت کوچیک ۴.۵ تا شیرینی فروشی جدید باز شده بود و چسبیده به هم جلوترش هم ۷.۸ تا مغازه طلافروشی بازشده بود بعد جلوترش پدربزرگم منو پیاده کرد خودشم باهام اومد ، اونجا باشگاه تکواندو نبود ، دیدم وارد یک مغازه برنز فروشی شدیم که عمم و پسر عمه هام هم امتحان ، بعدش یادم نمیاد چه شد ، قسمت اخر خوابم هم این بود که داشتم با مامانم صحبت میکردم ، رفته بودم دیدم پدربزرگم عکس خودش رو روی پروفایلش گذاشته ، درحالی که قبل مرگش اون از اون گوشی ساده ها داشت ، بعد دیدم یه تعداد عکس دیگه هم روی پروفایلش هست نگاه کردم دیدم عکس. یکی از همکلاسی های دوره دبیرستانمه که با خواهرش انداخته از مادرم پرسیدم ، گفتم این عکس دوست من چی میگه ، گفت بعد از مرگ پدربزرگت سیمکارتش افتاده دست خاله تو ، عجیب بود برام چون این پدربزرگم ، پدربزرگ پدری بود به خالم چه ربطی داشت ، بعد گفت اونم فروخته به این دوست تو ، بعد انگار تو. خواب هم میدانستیم پدربزرگم کرده ولی الان دوباره زنده شده ، چون من به مادرم گفتم که الان پدربزرگم عکس خودش گذاشته مثل همون خالم متوجه نمیشه ، بعد مادرم گفت نباید به کسی بگیم بعد خودش گفت اون موقع مرده بود الان زنده شده نمیشه که بگیم زندی و گفت که یواشکی به خالم میگه منم عصبانی شدم و مخالفت کردم و گفتم که اگه اون بفهمه که به گوش همه میرسونه پس به هیچکس نگو

ببخشید طولانی شد ، ممنون میشم اگه کسی تعبیری ازش میدونه برام بگه

تعبیری که از خوابت میشه گرفت اینه که ذهنت درگیر دعا، نیت خیر و آیندهی یه نفره و این خواب بیشتر نشونهی دلگرمی، امید و حمایته. پیامش اینه که مسیر سخت هست ولی راه و توانش وجود داره و با صبر و توکل میشه از موانع رد شد. خواب حالت آرامشبخش داره و نشونهی خوبی محسوب میشه

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

تعبیری که از خوابت میشه گرفت اینه که ذهنت درگیر دعا، نیت خیر و آیندهی یه نفره و این خواب بیشتر نشونه ...

ممنونم واقعا ، حالم رو خوب کردید ، خودم هم همیشه همین عقیده رو دارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

نبخشیدن

aj4224 | 6 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز