با اینکه چندتا کوچه فاصلمونه
خیای حالم بد بود اما بروز نمیدادم جلو همسرم
شبا وقتی میرفت سرکار از دوری مادرم خیلی گریه میکردم زنگ میزدم بهش باز گریم میگرفت پشت گوشی
چندین بار اول صبح حس میکردم مامانم درگوشم میگه بلند شو
وای خیلی سخت عادت کردم
الان ۷ ماه گذشته باز میرم خونه مادرم انگار قلبم اروم میشه
هرشب زنگ میزنم با مادرم صحبت میکنم همچنان دلتنگ میشم و دلم میخواد پیشم بود اما خب یکم عادت کردم .
وای قربونش برم مننننن🥹😍😍😍