دوتا بچه به شدت شیطون دارمم شوهرم صبح تا شب بیرون پی کارای خودشه چه تفریح چه گردش خودش چه مهمون خونه داداشش و اینو اون امشب گوشیو دادم دست پسرم انقد کلافه بودم پسرم رفته بود گوشیو از بچه گرفت گفتم ولش کن چیکارش داری دیدم پرید فوش هانواده داد و گفت گه تو خانوادت گه تو صورت بابات گه تو هفت جدوابادت منم در مقابل هر چی دونستم بهش گفتم هسته شدم اصن برو طلاقم بده خانوما اصن با بچم بازی نمیکنه همه کاراسون با خودمه انقد کار خونه کردم دستام لسم شده هیچ تفریحی ندارم شوهرم چن بار بهم خیانت کرده جلو همه بهم بی احترامی کرده منم امشب گفتم برو راحتم کن من خیلی وقته با تو زندگیم جهنم خونه بابام اینا تا خونه ما پنج ساعت فاصلس وگرنه میرفتم اونجا