تا کی دیگ این وضع؟ من از همون وقتم ک خیلی کوچیک بودم با خودم میگفتم من هیچ وقت ب خاطر شرایط بدخانواده خودمو بدبخت نمیکنم با ازدواج ک از چاله بیفتم ب چاه اما الان دیگه تو ۲۶ سالگی صبرم تموم شده خاستگارم هیچ وقت نداشتم الانم دیگ با این وضع کسی نمیاد دیگ....خانواده ینی مادر و بچه ها وقتی نه مادرو بچه های بزرگسال دیگه خسته شدم ب خدا تحمل ندارم چیکارکنمم اخه کاش شب بخابمو صب بیدار نشم ب قران 😓😓😓😓