خونواده ها خیلی اصرار
من خیلی موافق نبودم به اصرار خونواده و تعریف واسطه
که پسر خوبیه ساده است پسر پاک و سر به زیر
همه گفتن یه بار ببین شاید نظرت عوض شد
پدرش آخوند و قاضی
خودش پرستار ۳۰ ساله من ۲۸ ساله
خودمم حسابدارم
خلاصه هفته اول گفت دارم گواهینامه رو تمدید میکنم نمیتونم بیام (یک هفته!!!)
شنبه شماره منو بهش داد سه شنبه زنگ زد ( این وسط واسطهفد شماره دخترت نمیگرفت وگرنه از همون روز اول زنگ زد🫡) گفت من عصر کارم تونستم خبر میدم و شما مکان و زمان رو بگو منم گفتم اوکی
شبش گفت پنجشنبه وقت دارم، منم دیدم میتونم گفتم ساعت پنج فلان کافه
یکساعت بعد گفت میشه ویدیو کال کنیم؟ چون مراحل اولیه آشنایی بعدش اگر اوکی بودین بریم بیرون 😐😐😐😐😐
من از تعجب شاخ دراورم فرداییش که پنجشنبه بود ج دادم
گفتم با عرض ادب تمایلی به ویدیو کال ندارم و اگر میخواهید بیرون همو ببینیم که دیگه ج نداد
الان این همه گذشته ج نداد
واسطه زنگ زده میگه پسره خجالتی روش نمیشه!!!!
باباش استخاره دید خیلی خوب اومده خودش حتی شخصا میخواست بیاد خواستگاری 😐
اینم بگم خیلی مذهبی اند و من خیلی ترسیدم واقعیتش چون اصلا اهل عروسی رفتن و اینا نیستن گیرن