وای خانما تو خیابون داشتم میرفتم یه دختری باسنش خیلیییییی بزرگ بود و از خودش عقب تر بود
بعد پالتویی که پوشیده بود هم تا وسط کمرش بود بعد باسنش کامل زده بود بیرون
طوری که همه ادمای اون منطقه بد نگاش میکردن
حالا کاری با این چیزاش ندارم
ولی یه مردی داشت خیلیییییییی ناجور نکاه میکرد به اون زنه
یه مرد دیگه از کنارش رد شو گفت اخییییی وحید جون حسودی میکنییییی، تو نداریییییی🤣🤣🤣
وای اینو که گقت تو خیابون ترکیدم از خنده ولی خودمو به زور نگاه داشتم