چند روز اومده بودن خونمون حتی به اینکه پسرم از امتحان اومد گفتم امتحانت چطور بود گیر دادن که ما چند تا بچه بزرگ کردیم ازشون نپرسیدیم امتحانت چطور بود و اینا پسرم دبیرستانه من با روی خوش فقط گفتم امتحانت چطور بود پسرم گفت خدارو شکر
امروز به پسرم گفتم خدایی به همه چی گیر میدن پسرم گفت چی گفتن اینا همیشه پشت اونا درمیاد با اینکه خیلی ناحقن ومن توی زندگیم خیلی با پسرم مهربون بودم الان کلی گریه کردم از دست پسرم چرا اینطوره فک کنم محبت زیادی بهش میکنم سواستفاده کرده خدایی من حق داشتم ناراحت شدم از حرف پدر شوهر مادر شوهرم؟؟