2777
2789
عنوان

آرزوم اینه همچین شوهری نصیبم بشه

254 بازدید | 25 پست

خدایا یک پسر نجیب شریف باعرضه و باجنم و باسواد نصیبم کن من با همه چی میسازم الا ذات خراب برام ذات و شرفش مهمه میخوام چکار پول و جواهر و ... من یه زندگی ساده اما با عشق میخوام سنم داره میره بالا برام دعا کنید لطفاً 🥺😘

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اینا تو ی نفر جا نمیشه ها

باید خیلی تپل باشه

اگه ی بار با موی خیس ک بوی شامپو میده بغلت بخابه میفهمی چرا ملت میرن زن میگیرن..خدایی مشاور نیستم واقعابعضیا رو نمیشه قانع کنی دوست من وقتی ریپ میزنی دیگه لایک نکن مهربون🌹اکه با نظرم مخالفی ریپ نزن جغلـــه

هر وقت خواستی دعا کنی بگو آدم مناسب من رو بهم بده ، یه کسی که بتونیم باهم خوب زندگی کنیم

من متولد ۳ دی ۷۶ ام خسته شدم از مجردی تنهایی میدونی عزیزم من تا حالا خواستگار خوب نداشتم همه درب و داغون بودن ایرادای خیلی بزرگ و زشت داشتن منم رد کردم خدا کنه آدم خوبی پیدا بشه برای هممون

هر وقت خواستی دعا کنی بگو آدم مناسب من رو بهم بده ، یه کسی که بتونیم باهم خوب زندگی کنیم

عزیزم من خواستگاری داشتم مادر و خواهرش اومدن خونمون پسره خونه ماشین نداشت یه شغل نداشت که من دلمو خوش کنم من از لحاظ قیافه و قد و تیپ ازش سرتر بودم مادرش میگفت بیا خونه من زندگی کن تصور کن من برم تو یه خونه با مادرشوهر تو این زمونه که همه مستقل زندگی میکنن 🤦🏻♀️ خواستگار مطلقه و بیکار و ....

جدا شدی ؟ چرا

شوهرم ادم خوبی بود ، نماز میخوند و چشم پاک بود ، بعد عروسی رفتیم طبقه بالا مامانش ، بدیختی از اونجا شروع شد ، میگفتن فقط باید بیایی کارامونو بکنی ، باهام بدرفتاری کردن ، کم کم فهمیدم شوهرم اصلا پشت من نیست طرف خانوادشه ، هرچی تو زندگیمون میشد کف دست خانوادش بود ، همش کارش بود که فقط بزیم خونه مامانم ، یبار نگفت تو کجا میخوای بری ..

مخدودم کرد حق نداشتم برم خونه پدرم ، نمیخواست با کسی رفت و امد کنم ، هرجا مراسمی میشد ، جشنی چیزی من نبودم ...

خونه برام شد زندون ، برام خرید نمیکرد ، خریدای خونه رو هم یکی درمیون انجام میداد ، به لباسام گیر میداد و خوشش نمیومد کوتاه و رنگی بپوشم ...

یبار خواستم جدا شم بعد از اینکه هفت ماه خونه پدرم موندم رفتم وسایلامو بیارم ولی بهم گفت خونه رو جدا میکنه ...

ولی انجام نداد و بعد از دوماه دوباره برگشتم و قصدم این دفعه جدیه

عزیزم من خواستگاری داشتم مادر و خواهرش اومدن خونمون پسره خونه ماشین نداشت یه شغل نداشت که من دلمو خو ...

این که آدم مناسب خودتو پیدا کنی خیلی مهمه ، عین خریدن یه کفشه ، هرچقدرم خوشگل باشه باز پاتو بزنه ، مجبوری دربیاری

شوهرم ادم خوبی بود ، نماز میخوند و چشم پاک بود ، بعد عروسی رفتیم طبقه بالا مامانش ، بدیختی از اونجا ...

خانواده شوهرت چرا اینجوری میکنن ؟

برادرم و خانوادش طبقه بالای مادرم میشینن خدا شاهده مامانم همه کاری براشون میکنه اتفاقا از عروسمون میترسیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حالم بده

amin_yp | 4 دقیقه پیش
2791
2779
2792