تعریف میکنم ترو خدا اکر راهدحلی تجربه ای دعایی بلدین بهم بگین
من از وقتی ازدواج کردم دم غروب حالم بد میشه دیگ تا فرداش ک بیدار شم اضطراب تپش قلب و ی حس منگی
از وقتی رفتم سر زندگیم اولا میدیدم بیدار شدم لباس تنم نی بهم میگفتن حواست نبوده خواب بودی خودت در میاری نترس
میدیدم یکی بهم میزنه صدام میکنه نزدیکه بهم فک میکردم شوهرمه ک کنارم خوابه ولی برمیگشتم میدیدم خوابه و اون نبوده
وسایلی ک دم دست نبود جا ب جا میشد و شوهرم الکی میگفت کار منه من جا ب جا کردم ک نترسم خلاصه همه اینا بعد کلی سوره بقره پخش کردن رفت ولی این حال بدم باهام مونده شده 4 سال
الان زایمان کردم دو هفته اس و این حالم خیلی فجیح تر و وحشتناک تر شده با وجود بچه سخته از پس زندگی و بچه برنمیام
این مدت همه دکترو ازمایشی رفتم و گفتن هیچ مشکل جسمی وجود نداره
من حسمیکنم ب قضیه های ماورایی ربط داره
ولی نمیدونم روانپزشکم میتونه کمک کنه یا نه