یه بابای خوب دارم
در سال حداقل چهار بار سفر میریم در حالی که بابای خونیم من رو یکبار هم سفر نبرد
مدرسه نمونه دولتی درس میخونم هر چی بخوام در ثانیه برام میخره پیگیر کارامه کلاس زبان و موسیقی و باشگاه میرم سال دیگه قراره از ایران بریم و کلی چیز دیگه به حدی که همه وقتی میفهمن بابای خونیم نیست تعجب میکنن چرا انقدر پیگیر کارامه
برای بلا هایی که بابای خونیم سرم آورد منو هر هفته به مدت سه سال مشاوره میبرد
بابای خودم اصلا همین الان هم نمیدونه مردم با زنده