از ترس خانوادم نمیدونم چطوری برم
با دوستام رفتم بیرون تازگیا
همش حس میکنم مامانم با بابام پیش خودشون میگن بذار امروز بریم دمه دانشگاه ببینیم چیکار میکنه کجا میره
طرفمم میشناسمش
بنده خدا میگه خودم میبرمت خودمم میارمن وقت چشم پزشکیم دارم میگه اونجا هم همراهت میام تنها نباشی
شهر کوچیکه میترسم
قرار بود با دوستم برم دوستم مشکلی برای پیش اومده
میگه حالا به نظرتون خودم جدا برم کافه اونم جدا بیاد ؟
دلم خیلی براش تنگ شده اگه این فرصت نشه دیگه نمیشه
چجوری برم برم به نظرتون ؟بین تایم دانشگاه باید برم