زنگ زدم به شوهرم رفته خونه مامانش بعدم میخاد سگشو ببره بیرون. یه روزایی میزاره من بخوابم خودش پامیشه میره سگشو ببره بیرون منم نیم ساعت بعد یه رب بعد با اینکه میخابم ولی میپرم از خواب و بیدار میشم کلا ....
امروز کابوس دیدم پریدم. زنگ زدم شوهرم باهام سرد حرف زد ، وقتی پیش مامانشه باهام سرد حرف میزنه لحنش دیگه معمولیه عاشقانه و بچه گونه و دلبرونه نیست قربون صدقم نمیره . تن صداش لحنش همه چیش فرق میکنه .با اینکه اصلا ادم خجالتی و شرمی ای نیست جلو همشون منو بوس میکنه
کلا حس میکنم خانوادشو میبینه من براش اولویت دوم میشم همیشه این حسو بهم میده