شوهرم وقتی تازه ازدواج کرده بودیم به من میگفت مامانت از بالا به پایین به آدم ها نگاه میکنه و این رو خیلی زشت میدید
ولی حالا بعد از گذر چندسال خودش زاویه دیدش شبیه مادرمه با این تفاوت که مادرم تا حدودی حق داشت این زاویه دید رو داشته باشه اما شوهرم نه
چون از یه خانواده به شدت سطح پایین هست و نگاه از بالا به پایینش به جامعه شرم آورده
مثلا بعد از چندتا ماجرا اخیر تاکسی اینترنتی ها شوهرم میگه همه اون ها مثل هم هستن و یه روزی که من ماشینم در دسترس نباشه اجازه نمیده از تاکسی اینترنتی استفاده کنم
یا من شغلم یه بخش اجرایی داره که با کارگرها در ارتباطم و شوهرم با این مشکل داره
میگه فقر و فساد با هم همراه هستن و احتمال آسیب زدن این ها بهت زیاده
من با این جمله مخالفم
ولی میگم اگر هم این جمله درست باشه تویی که خانواده خودت از این قشر هستن نباید این حرف رو بزنی !!!
به تحصیلات پایین گارد داره
به دانشگاه ضعیف گارد داره
به محله پایین گارد داره
درحالیکه خودش پسر یه پدر و مادر بیسواده که حتی توی پایین شهر هم خونه نداشتن تا پسرشون براشون خریده
اوایل ازدواج هم هی میگفت شما از خود راضی هستید و مامانت دید از بالا به پایین داره و به بقیه دید تحقیر آمیز داره و...
حالا خودش اینجور شده
البته خودش تازگی ها اخلاقش مزخرف شده
چطوری تغییرش بدم تا اخلاق ثابتش نشده ؟
من حتی اگر مامانم هم آدم ها رو تفکیک کنه خودم این کار رو نمیکنم و خیلی بدم میاد
واقعا احترامم به کارگر و کارفرما یکیه و حالم از آدم های ادایی بهم میخوره