خواب دیدم رفتم ی جا جشن بود دم در نشسته بودم بلندشدمرفتم جامو عوض کردم ی خانمی اومدسیب و شکلات پخش میکرد دم در اگه جاموعوض نکرده بودمزودترمیگرفتم
بعدبلندشدم رفتم سیباش سبزسبزبود سیب گرفتمشکلاتم نداددستم پخشش کرد روزمین ریخت کلی جمع کردم رنگ پوست شکلاتاش زردبود