ما هنوز عقدیم ولی وسایل خونه رو چیدیم تا سالگرد پدربزرگ نامزدم بشه و بعدش عروسی بگیریم ، این وسط خواهر شوهرم گند زده ب زندگی و جهیزیم هر روز زنگ میزنه میخوام بیام اونجا منو شوهرمم مجبوریم از خونه پدرامون بریم خونه آیندمون ک این بیادش ، خودشو دو تا دخترش زندگیمو ب گند کشیدن هنوز هیچی نشده ی سری از وسایلمو خراب کردن ، بعدشم میان تو لباسام میگردن هر چی ببینن جارو کنن ببرن بخدا یکم دیگه بهشون رو بدم لباس تنمم درمیارن میبرن ، بعدشم حتی میاد غذا درس میکنه باقی مونده غذا رو هم با خودش برمیداره میبره خرج هم خیلی گرونه ما چطور از پس مهمونی هر روز و هر شب این بربیایم ؟ خیلی پرروعه
خونه رو تازه ساختیم جهیزیه رو چیدیم بابا بزرگ شوهرم فوت شده و باید صبر کنیم چند ماه دیگه عروسی بگیریم بخاطر اینکه پدر مادر شوهرم ی خان ب تمام معنا بوده دیگه چاره ای نیست تا سال صبر کنیم میمون هر چی زشت تر ادعاش بیشتر مادر شوهرم ارزش دو قرون نداره خودشو خانوادش ادعاش هم میشه
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
شوهرم خیلی بدش از این خواهرش میاد میگه پررو و کلاه برداره
خب پس تو هم رو نده دختر دو روز دیگه میخای جهالت و به همه نشون بدیی چیر. میخای نشون بدی قابلمه خرابت رو یا رختخواب کثیفت رو جهالت رو میبردی میذاشتی نمیچیندی تمام نزدیک عروسیت میچیدی اشتباه اولت همین بود اشتباه دوستم رو دادن بیش از حد به آدم خر
چقدر زندگی زیباتر میشود اگر از محبت کردن به کسانی که لیاقت نداشتن دست برداریم
کارش همش ولگردیه ی روز تو خونش نیست همش خونه اینو اونه آبروی همه رو برده رو هوا میگرده اصلا ی ساعت خ ...
این دقیقا خواهر شوهر منه پررو و بی شعور و بی درک و پر توقع ولی من روز اول همشونو آنالیز کردم و با هر کدومشون برخورد متفاوتی داشتم و به این خواهر شوهرم اصلا رو ندادم اوایل بهش بر میخورد به درک حالا هم خون به جگر جاریم کرده که بهش رو داد اون هم تقصیر خودشه من به زبون بی زبونی بهش گفتم ولی میخواست خودش رو خوب نشون بده و حالا بیچاره شده
این دقیقا خواهر شوهر منه پررو و بی شعور و بی درک و پر توقع ولی من روز اول همشونو آنالیز کردم و با هر ...
بخدا من از بس دشمن و حسود دارم گفتم دیگه اینا نشن وبال زندگیم الان ک بدتر شده تازه نامزد کرده بودمم مادر شوهرم هر روز پیام میداد هر چی از دهنش درمیومد بارم میکرد اونم بدون دلیل ....
ما قرار بود عروسی بگیریم بخاطر اینکه پدربزرگ نامزدم فوت شد مادر شوهرم میگه باید حتما تا سالگردش بمون ...
خب پس اگه قراره تا سالگردش بمونید زحمت بکش به مادر شوهرت بگوبه دخترت بگو زرت و زرت نیاد من هنوز عروسی نگرفتیم که بریم تو اون خونه یه نه هم بلد نیستین مادرت یه روز پاشه بیاد اونجا سر صدا این و جمع کنه یکبار از مادرت جلو اونا دعوا بشنوی بهتره بدار بفهمن که اجازه ندارن
چقدر زندگی زیباتر میشود اگر از محبت کردن به کسانی که لیاقت نداشتن دست برداریم
بخدا من از بس دشمن و حسود دارم گفتم دیگه اینا نشن وبال زندگیم الان ک بدتر شده تازه نامزد کرده بودمم ...
پس اینا همشون مثل همن و بی تربیتن کاش همون اوایل نامزدی تصمیم درست تری گرفته بودی حالا هم راه حلش بی محلی کردن و پررو بودن مثل خودشونه باید مثل خودشون باشی بیشتر هم حرفاتو به شوخی بزن ولی بهشون بفهمون که تمایلی به این معاشرتها نداری و اول از همه باید شوهرت پشتت باشه اگه اونو با خودت همراه کنی همه چی حله من شوهرم پشتم بود و خدا رو شکر شرش به ما نمیرسه
مامانم گفت دیگه بهشون رو نده سرد رفتار کن تا خودشون بفهمن دیگه نباید بیان
با مامانت یه نقشه بریزین اون بیاد اونجا وقتی اونا هستن رسما دعوات کنه و سرت غر بزنه بگه مگه بابات این همه زحمت کشیده جهاز خریده که تو بدون عروسی بری سر خونه زندگیت بد بخت با اینکار رسما نه چک زدیم ننه چونه عروس بردیم تو خونه شدی پای خواهر شوهرتم بکنه از اونجا بگه شما خجالت نمبکشین هنوز عروسی نکرده هر روز پلاسین اینجا
چقدر زندگی زیباتر میشود اگر از محبت کردن به کسانی که لیاقت نداشتن دست برداریم