2777
2789

حتی از راه دور هم سرم کلاه میزاره ب نفع بچه های خودش

کاش دست از سرم برمیداشت

توروخدا خواهش میکنم برام دعا کنین بتونم سروسامان بگیرم ازدواج کنم با شوهرم بریم ی شهر دیگ دور هرگز دیگ مامان و خواهرای خونه خراب کنم نبینم

اجازه ازدواج بهم نمیدن مجبورم پنهانی ازدواج کنم کدوم مردی همچی وضعی رو قبول میکنه و خودشم ظالم نباشه اذیتم نکنه 😭

 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

نا مادری هست یا مادر خودته؟

بدبختانه شانسم این بود

میگ تو برام منفعت نداری دختراش شریک گناهاش و ظلم هاش هستن اونا خوبن داداشمم ک تک پسره اونم خوبه فقط من اضافی بودم 💔

 
بچه های خودش!؟

دیگ اونارو خواهر برادر نمیدونم تنی هستن ولی بخدا از ناتنی و دشمن بدترن مامانم هممون باهم دشمن بار اورده برای منافع خودش یبار داداشم کوچکتر بود بهش گفت تو انگلیسی تفرقه بنداز و حکومت کنی

سریع رفت در گوشش وعده داد و پول داد بهش

اونم ساکت شد

 
بدبختانه شانسم این بودمیگ تو برام منفعت نداری دختراش شریک گناهاش و ظلم هاش هستن اونا خوبن داداشمم ک ...

چرا مگه اون خواهرات چی کار کردن

چه منفعتی داشتم برای مادرت؟

حتما یه دلیلی داره

مگه میشه خود به خود ازت متنفر باشه

درس تمیخونی؟

کاربر جدید نیستم عضویت قبلیم1402/5/3 زندگی رنجی مداوم هست آدمی سر سخت باش🤍 بهترین دین عشق به خداست🤍خدایا تنها امیدم تویی🤍

چرا مگه اون خواهرات چی کار کردنچه منفعتی داشتم برای مادرت؟حتما یه دلیلی دارهمگه میشه خود به خود ازت ...

۳۹سالمه دوبار زندگیم از هم پاشوندن خواهر بزرگم فاسده متاهله

مامانم پشت اونه

دفعه قبل با شوهرم رابطه داشت نتونستم ثابت کنم اصلا ترسیدم دنبال مدرک جمع کردن برم شوهرم کتکم میزد هرروز بعد طلاق تو روش گفتم با خواهرم بودی

دفعه دوم شوهرم اهل لاس زدن با خانم نبود عمدا دوروز بعد عقد بهش شوخی جنسی درباره اونجای مرد گفت و منی

ن میتونستم علنی بهش بپرم آبروی خودم بیشتر میریفت ن مامانم بهس چیزی میگ فقط قطع رابطه کردم بعد چندماه شوهرم گفت طلاق

گفت خواهرت متاهله اینجوریه وای ب حال تو ک مطلقه بودی من اومدم گرفتمت حتما مثل اونی

ولی بخدا نیستم تحمل کردم با کسی دوست نشدم ک ایندفعه آدم خوبی سرراهمبیاد نشد

بهم تهمت زد حتی جلو قاضی

حتی همین مادر ظالمم گفت تو چ بدشانسی هردوتا شوهرت شکاک بودن هم اولی هم دومی خب هردو انتخاب خودش بودن آدمهای مشکل دار

هرکسی نرمال بود اومد دخالتای مامانم دید فرار کرد رفت دوتا خواستگارم بهم گفتن یکی گفت خودت خوبی مامانت خ بده رفت

اون یکی گفت مامانت انکار عروسه تو همچی دخالت میکنه من بدم میاد اونم رفت

زورم ب مکر حیله هاش نمیرسه

خواهرام جیره خور خودشن هرجا مامانم از قدیم علیه بابام بعدا علیه من نقشه داشت اونا همراهیش کردن مزدش گرفتن جهازم شوهرم رو حق درس خوندنم رو دانشگاه رفتنم رو

 
چرا مگه اون خواهرات چی کار کردنچه منفعتی داشتم برای مادرت؟حتما یه دلیلی دارهمگه میشه خود به خود ازت ...

چون وقتی ۱۰سالم بود گفت فلان کار زشت رو بابام پیاده کنم ی کاری

نکردم چون بابامو خ دوست داشتم مرد خوبی بود

همونجا ب همین خواهر اشغالم ۱۵سالش بود گفت تو بکن

گفت باشه

گفته بود وسط دعواشون بره شلوار بابامو بکشه پایین

من شرمم میشد نکردم

یبارم گفت فلان چیز بردارم با اینک صاحبش معلوم بود دیگ مال بی صاحب نبود بگه گناه نیست صاحبش همونجا بود گفتم ن ۸ ۹سالم بود یا ۱۰ دقیق یادم نیست ولی همونجا خودش پول برداشت من برنداشتم و باهام دشمن شد


 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792