حالم خیلی بده... با دوست صمیمیم که ۷ سال بود باهم بودیم و از جیک و بوک هم خبر داشتیم و هر روز از احوال پرسی میکردیم شدم غریبه😔امروز تو راه روبرو شدیم و چشم تو چشم شدیم... هر دومون چشممون رو از کشیدیم و من سرم رو انداختم پایین و اون هم بدون اینکه چیزی بگه از کنارم رد شد.. خیلی خیلی حس بدیه ،همه خاطراتمون از جلو چشمم رد شد، دو سال بود که ندیده بودمش و کم کم داشتم با این موضوع کنار میومدم و فراموش میکردم..دوستیمون سر چیز های خیلی مسخره ای مثل حسادت اون از هم پاشید ،از طرفی دلتنگ اون روز هام میگم شاید عوض شده ،از طرفی هم میگم نه اون همون آدم عوضی و دورویی هست که میشناختم..💔امیدوارم سر هیچ کس نیاد ولی من هیچ وقت نمیبخشمش:))))
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
برای منم همین اتفاق افتاد، هشت سال بود با هم رفیق بودیم و از دوتا دوست صمیمی تبدیل شدیم به دوتا دشمن، هروز باهم روبه رو میشیم ولی محل نمیزاریم، دلیل قطع رابطمون این بود که منو به دوست دوماهش فروخت، با اینکه از این کارش واقعا ناراحت شدم و ازش متنفرم ولی بازم خیلی وقتا دلم براش تنگ میشه
منم با خواهرایه ناتنیم اینجوریم . ادمایه حسود گشنه دورو وای به هرحال پذیرفته بودم هر کسی یه عیبی داره . باعث آزارم بودن از من توقع داشتن هروز واسشون غذا درست کنم بیان بخورم ببرن پشت سرمم هزار تا حرف درست میکردن داشتم اذیت میشدم . بهشون گفتم این رفتار شونو دوست ندارم بعد از ناهار خونه همدیگه بیاییم باز از توش هزار تا حرف در اوردن . نتونستم مثله سابق باشم اونا قبول نکردن منم توانشو نداشتم قطع رابطه کردیم 😔
من دوست داشتم رابطه ام از سر بگیرم فراموش کنم گذشته رو ولی بدون سرویس دادن ولی اونا قبول نکردن یعنی فقط منو بخاطر شکمشون دوست داشتن تا ناهارو جمع کردم اونام باهام قطع رابطه کردن