2777
2789
عنوان

زنداییم قهر کرد ی دفعه پاشد رفت

243 بازدید | 18 پست

موضوع اینه که بابا بزرگم بیمارستانه

بعد بچه ها رو نمیزارن ببرن خالم از ی شهر دیگه اومده

گفتیم ما بچه رو نگه میداریم تو برو

بعد من از بیرون رفتم گل بگیرم خوراکی برای خودم خریدم

بعد پسر خالم دید گفت چیه پخش کردم تقسیم کردم به دختر خالم که هم سن خودمه هیچی نرسید و داداش خودم حتی

خودمم نخوردم

ولی به زندایی هم دادم (زندایی دوتا دختر داره که دختر کوچیکش هم سن پسر خالمه)

بعد ی تیکه لواشک رو گذاشتم کنار به دختر خاله و داداشم ام بدم

بعد پسر خاله ام کوچیکه این مامانش نبود همیشه هم چون تنها نبوده هیچ وقت بدون خاله ام نبوده ی دفعه دختر دایی بزرگم وسیله شو گرفت به شوخی این بغض کرد گفت مامانم کجاست

البته اینم بگم منو دختر خاله ام میریم خونه خاله ام بمونیم چون سنامون نزدیکه با ما پسر خالم باشیم پیش ما میمونه

بعد ما نمیدونستیم چیکار کنیم من تیکه لواشک دادم

ساکت شد

بعد رفته بود جلو ی کوچیکه میخورد زندایی گفت کارتون اشتباهه میدید باید تقسیم کنید

باز کردیم ی تیکه کندیم دادم به داداشم داد باز به دختر داییم

اون داشت گریه میکرد نخورد بعد آروم شد خورد

نمیدونم رفته رو مخم این قضیه ناراحتم میگم بچه کوچولو نکنه تو ذهنش دختر داییم بمونه

کاربری برای دوتا دوسته 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چی میگی نصف شبی:)))))

🤣زن دایی چی شد پس

بعضی از کاربرای اینجا چنان شهرت تواین سایت بهشون مزه کرده که برای شاخ بودن ازتهمت وتوهین وتحقیر بقیه ی کاربرا هیچی کم نمیذارن ،عزیزانم اینجا چندتا تاپیک میره پربازدیدوپربازدید شدن یه کاربر جاشمارو تنگ نمیکنه واین دنیا بااون عظمت به هیچ کس وفانکرد چه برسه به این سایت زیاد با این تعریف وتمجید بچه دبیرستانیا هوا برتون نداره خبری نیست ،باباشما خیلی لاکچرین اصلا به این سایت وکاربرا نیازی ندارین😄 ...اگه از یه جایی به بعد دیگه ریپلای نکردم بدون متوجه شدم که بحثمون بی فایدس🤍

خوراکی واسه خودت خریدی بین اونهمه بچه؟واسه همه میخریدی خب یا کلا نمیخریدیبعدشم توجه نکن مهم نیس

نه بیرون بودم که گل بخرم به دوستم دیشب گفتم چقدر دلم خوراکی ترش میخواد

دوستمم باهام بود اون برام گرفت

کاربری برای دوتا دوسته 

وای چقدر بد نوشتی


موضوع از این قراره که بابابزرگم توی بیمارستانه.

بچهها رو اجازه نمیدن ببرن، برای همین خالم که از یه شهر دیگه اومده بود، قرار شد بره بیمارستان و ما بچهها رو نگه داریم.


من از خونه رفتم بیرون گل بگیرم و برای خودم هم یه سری خوراکی خریدم. وقتی برگشتم، پسرخالم دید و پرسید چیه. من هم خوراکیها رو پخش کردم؛ به دخترخالم که همسن خودمه دادم، به داداش خودم هم دادم، حتی به زندایی هم دادم. خودم اصلاً نخوردم.


یه تیکه لواشک کنار گذاشتم که بعداً به دخترخالم و داداشم بدم.

پسرخالم کوچیکه و مامانش اون موقع پیشمون نبود؛ معمولاً هم هیچوقت بدون مامانش تنها نمیمونه. یه لحظه دخترداییِ بزرگم به شوخی وسیلهش رو گرفت، همون موقع پسر خالم بغض کرد و گفت: «مامانم کجاست؟»


اون لحظه واقعاً نمیدونستیم چطور آرومش کنیم. من یه تیکه از لواشک رو بهش دادم و ساکت شد.


زندایی گفت کارتون اشتباهه و باید تقسیم میکردید.



-

کاربری برای دوتا دوسته 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز