از الان بگم ما قبل از خواستگاری هم آزمایش خون میریم
فکر کنم خیلیاتون قبل عقد میرین
خواستگارم که چند سال دوست بودیم با مامانش اومدن دنبال منو مامانم که بریم آزمایشگاه من کلا آدم خجالتی ام زیاد حرف نمیزنم حالا از مامانش هم خجالت میکشیدم چون فقط دو سه بار دیده بودمش تو ماشین و اونجا زیاد حرف نزدم جز چند کلمه
ولی مامانم و مامانش صحبت میکردم منم یه چند باری خندیدم و لبخند زدم حالا همش خودخوری میکنم نکنه مامانش با خودش بگه این دختره چقدر تخس بود اصلا حرف نمیزد یا اسکلی چیزیه که فقط می خندید
باید تو بحث هاشون شرکت می کردم