2777
2789

رفته بودم مغازه دوست پسرم بعد داشت با دوستش اتلفنی صحبت میکرد همش داشتن به هم فوش مادر میدادن منم خیلی بدم اومد بلند شدم برم هی گفت چرا اینطوری میکنی فقط شوخیه گفتم خجالت بکش گفت ما سالیانه ساله همینیم به شوخی میگیم جدی نیست بعد هی شروع کرد عصبی شد دیوونه بازی در اورد هی میگفتم چرا اینطوری میکنی دارم میگم دوست ندارم فوش مادر میدی هی میگفت دست نزن به من اخر من پاشدم برم خونه هی وحشی بازی در اورد هی کشید منو گفت نرو بیرون ابرومو نبر بگیر بشین همش عین وحشیا منو هل میداد سمت صندلی گوشیشو پرت کرد بعد اخر دید باز دارم میرم گفت میخوای بری برو سیکتیر به سلامت. بعدش که رفتم ۲ ۳ بار اومد دنبالم هی گفت بیا بریم گفتم دستمو ول کن هی باز دیوونه بازی در اورد من زدم محکم تو قفسه سینش گفتم دست ب من نزن وگرنه ابروتو میبرم اونجا بازم گفت برو پس سیکتیر دیگه نیومد دنبالم منو ول کرد به امان خدا ۹و نیم شب.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کاااات

از الان بهت فحش میده وای به حال بعد ازدواج

پذیرفتن خیلی مهمه! بپذیریم که یه چیزی تموم شده، بپذیریم فلان جا اشتباه کردیم، بپذیریم که فلان جا حق داشتیم، بپذیریم یه سری چیزا همینه که هست، بپذیریم برای یه سری چیزا باید تلاش کرد و جنگید، پذیرفتن موقعیت و طبق اون رفتار و احساس کردن خیلی مهمه.

کااااتاز الان بهت فحش میده وای به حال بعد ازدواج

حالم خیلی خرابه خیلی آدم خوبیه تو عصبانیت خیلی وحشی میشه کنترلشو از دست میده خیلی خاطره داشتیم جز اون هچیکسو ندارم خیلی همو دوست داریم الان از همه جل بلاک کردیم همو

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792