2777
2789
عنوان

حق با منه یا شوهرم

449 بازدید | 29 پست

الان حدودا ۳ ماهه باردارم حدود یکسال پیش یه سری بحث داشتیم با جاریم اینا خودم قطع ارتباط کردم تمام دوباره امسال مادر شوهرم گفت تو کوچیک تری بگذر سلام کن تمام کن کدورتا رو با اینکه خیلی خیلی برام سخت بود قبول کردم سلام کردم اول ک محل نزاشتن من رفتم رو بوسی کنم خودشو کنار کشید فقط دس داد تازه ام خبر بارداریم رسیده بود اصلا تبریک نگفت فک کنید جلو خودم مادر شوهرم بهش گفت بارداره من از اویل ۲ ماه ویار شدید دارم چن شب پیش رفتیم عروسی پن با روی گشاده سلام کردم نه خودش نه برادر شوهرم اصلا درست محلم نزاشتن تبریک نگفتن شوهرمم منو ول کرد رفت با دوستاش اون شب آنقدر اعصابم خورد شد تا ۳ صبح بیدار بودم صبحش به شوهرم گفتم من میخواستم کدورتا تموم شه شخصیتمو زیر پا گذاشتم با اینکه تقصیر من نبود اصلا اون بحث تو دیگه باهاشون رفت آمد نکن الان حدود ۱۰ روزه امدم خونه مادرم حالم خیلی بد بود بخاطر ویار شدیدم و سرماخوردگیم تا حالا ۲ بار رفته خونشون با کمال پرویی بهم میگه خیلی خوش گذشت آخه شما بگین واقعا من مشکل دارم یا اینکه حق با منه انگار نه انگار ک به من بی احترامی شده راحت با اونا گرم میگیره رفت آمد میکنه انگار اصلا من وجود ندارم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چون کوچیکی قرار نیست برای هر بی شعوری کوچیکی کنی که؟ یکی نیست تو رو نصیحت کنه سنگین رفتار کنی و اون ...

بآور کن فقط میخواستن کدورتا تموم شه همین وگرنه هر انسانی برا خودش شخصیت داره

اشتباه کردی حرف مادرشوهرتو گوش کردی.مگه هرکی کوچیکتر بود باید بره آشتی کنه؟بزرگی که شعور نداره چه بزرگتریه.فاصله بگیر راحت باش

تنها دلیل ادامه دادنم تو روزهای سخت فقط تو بودی مامان.بمونی برام عزیزتزینم

حق داری شوهر تو هم مثل شوهر من احمق و بیشعوره.

حتی اگه سگ محلش هم بکنن بازم نمیفهمه

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم/ محتاج برادران و خویشان نشوم/ بی منت خلق خود مرا روزی ده/ تا از در تو بر در ایشان نشوم

اگر به شوهرت تذکر دادی فایده نکرد


زنگبزنجاریت ی دعوا درست کن شوهرتو راه نده دیگه

چارتا حرفم از جانب شوهرت بگو ک مثلا فلتنی گفت تو ادم خیلی کصافطی هستیا

من یه زن خیلی خوشبختم ، زندگی‌می کنم برای روانه شدن خوشبختی بیشتر 
یبار رفتی دیدی تحویل نگرفتن تو عروسی بایذ خودتو مبزدی ب اون راه

مامانم میگه دیگه اصلا سلامشون نکن الانم به شوهرم میگم چرا رفتی باهام بد حرف زد گوشیو قطع کرد واقعا از آینده خودم بچم میترسم با این مرد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792