غذاهای جاری من خیلی خوشمرست همیشه شوهرم از دستپختش تعریف میکنه و میگه از اون یاد بگیر
یروز که رفتیم خونشون من یواشکی رفتم توی قیمه ای که درست کرده بود کلی نمک ریختم تا غذاش شور بشه و آبروش بره شوهرمم دیگه راجب غذاش حرف نزنه مادر شوهرم اینام بودن
بعد که اورد غذارو پای سفره مادرشوهرم گفت که چقدر شور شده برو یه نیمرو درست کن برامون بهتر از اینه
جاریمم فهمید من این کارو کردم یهو عصبی شد لیوان آب تو دستش رو ریخت روم منم جیغ کشیدم پریدیم به هم دیگه گیس و گیس کشی بعد برادرشوهرم زد زیر گوشش بخاطر این کارش خیلی دلم خنک شد و جاریم رفت تو اتاق دیگه بیرون نیومد
من هرکاریم کرده باسم حق نداره رو من آب بریزه و اینطوری رفتار کنه و اصلا شواهدیم نداشت که من تو غذاش نمک ریختم
الان مادرشوهرم گفته میخواد طلاق جاریمو از برادرشوهرم بگیره