من خیلی وقته این حالتها رو دارم
کنکوریم هستم ...
و بابت همین مغزم داخل یه زندانی گیر کرده که نمی تونم از این حال بیرون بیام
شاید درک نکنید چی میگم ولی در عین اینکه کاری از دستم برای کنکور بر نمیاد افسردگی و نا امیدیم هم هر روز بیشتر میشه و هیچکس حالمو متوجه نمیشه
به همه چی فکر میکنم
حس میکنم واسه مامان و بابام کافی نیستم
هر لحظه حس عذاب وجدان دارم
هیچ کاری نمی تونم انجام بدم :)
پیش روانشناس هم نمی تونم برم هیچ کاری از دستم برای زندگیم بر نمیاد ...