2777
2789
عنوان

کودکی سخت😞😞😞

| مشاهده متن کامل بحث + 177 بازدید | 17 پست
باز بد نبود

همیشه ارزوداشتم مامانم خونه باشه

یکبار بیاد مدرسه ام

میبردم داداشمو میزاشتم مهدکودک خودم میرفتم مدرسه

دیر میرسیدم دعوام میکردن

کسی نبود برام لقمه بزاره

خیلی سخت بود خیلی

حس تنهایی بدی دارم همین الانشم

دلم نمیخواد یادم بره ولی فراموشم نمیشه کوچیک ترین چیزی بشه یادم میاد

درکت میکنم ولی تا میتونی از محدوده ی ذهنت خارجشو ن کن یه جایی بایگانیشون کن ولی بذار همونجا خاک بخوره فکر وخیال نابودت میکنه

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

یه مدت برو مشاوره طرحواره درمانی

همرو درمان میکنه برات

یا میتونی نامه بنویسی به هرکس اذیت کرده توش فحش بدی نفرین کنی بعد نامه رو بسوزون یا بنداز دور

اینجوری تخلیه احساسات کردی و اروم میشی


سلــــــــینم🎀یه خردادی شیطون💅عاشق فلسفه و روانشناسی 🧸غذای مورد علاقم قرمه سبزی با سالاد شیرازی😋🙋♂️من از دیار خراسانم مشهدم و همسایه امام رضا😌🙂🦄پاییز دوست دارم به برف و سرما علاقه دارم☃️دعا کن به ارزوهام برسم❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108