هروقت برام خواستگار سنتی پیدا میسه اعصابم از دست خودم خورد میشه و کلی خودمو فوش میدم و تا چند وقت ذهنم درگیره
خیلییییی بدم میاد راستش
نه اینکه الکی گارد داشته باشما نه
چون ازدواجهای سنتی الان مثله قدیم نیست دیگه
چهره ، استایل ، مو ، آرایش و.... مثه دخترای دیگست
فقط انگار ظاهرم یه جوریه بچه مثبت میزنه ، میفهمن اهل این چیزا نیستم بهم میگن سنگینی و... از این حرفا
شاید باورتون نشه تاحالا تو دانشگاه پینشهاد نداشتم
ولی خب خواستکار سنتی داشتم
دیروزصبح نشسته بودم ایستگاه اتوبوس یه خانم میانسالی تقریبا ۷۰ساله این حدودا یواش یواش از مسائل روزمره شر حرفو باز کرد تا اینکه آخرش گفت یکی هست کارخونه داره ، تک پسره ، خانواده اصیل، اقاست، و... ازدواج میکنی ؟؟
گفتم نه فعلا برام زوده و....
من ۲۲سالمه تاحالا با هیچ پسری دوست نیودم نا اینکه بگم دختر خوب و پاکیم نه ، اتفاقا حس میکنم اشتباهِ مسیر زندگیم
هروقت همچین موزدایی برام پیش میاد خیلیی حرص میخورم راستش
به اینکه الان ۹۹درصد عاشقانه ازدولج میکنن و از قبل باهم دوستن ولی من تا حالا پیشنهاد هم نداشتم
یه جورایی حس میکنم طبیعی نیستم
میرم دانشگاه میبینم همه با یکی تو رابطن
تو فک و فامیل همه از قبل ۷،۸سال با شوهراشون دوست بودن بعد عاشقانه لزدولج کردن
البته تا یه سال آینده درگیر یه پروسه ای هستم که اصلا نباید به چیز دیگه ای فکر کنم و خودمم علاقه ای ندارم
شاید اگه پیشنهاد هم داشته باشم رد کنم
الان ذهنم درگیره که چرا پینشهاد ندارم
ینی واقعا هیچ پسری از من خوشش نمیاد بیاد جلو و ابراز علاقه کنه
خیلیی اعصابم خورد میشه راستش
خواهش میکنم منو مثه خواهر کوچیکترتون بدونید و راهنماییم کنید