مادر شوهرم خیلی از کارها و رفتارها آتیش از این میاد.
واسه تولدم هیچی
واسه عقد فقط یک گرم سکه
و چله فقط یک تاب
دیگه هیچی نیاوردن.
منم وقتی ناراحت میشم میخوام یه چیزی بگم
این مادر شوهر افریطه ام میپره وسط.یک گدا گشنه ای هستش یک گدا گشنه ای هستش.پشمک یلدایی منو بدون اجازه ی من باز کرده.متنفرم ازش انشالله بمیره میخوام اونقدر حرصش بدم اونقدر برم خونشون بخورم بگردم اذیتش کنم کاش بلد بودم فقط حرصش بدم.هیچ محبتی ندیدم ازش فقط شوهرمو به جون من میندازه انشالله خیر نبینه روز خوش نبینه انشالله روز خوش نبینه.