به ته خط رسیدم دیگه
جرات اینکه رگمو بزنم و یا قرص بخورم و یا ححلق اویز کنم خودم رو نداشتم
نامزدم و مامان و داداشم خابن
من اومدم تو اتاقم نامه م رو نوشتم و میخام تموم کنم زندگی رو
برای من دعا کنین،برا دل مامان و بابام و داداشم دعا کنین،برا نامزدمم دعا کنین که زندگیشون بعد من ارامش داشته باشه
همشون حالشون خوب بشه بعد من
لوله بخاری اتاقمو دراوردم و بخاری رو روشن کردم
شاید مردم