سرزنشش کردم
گفتم فلانی زندگیش گه بود زندگی تو رو هم گه کرد
البته باید ازش تشکر کنم ک باعث شد شوهرمو بشناسم
زندگیتو خیلی ارزون فروختی ب ی هوس
گفت بخدا هوسم نبود نمیدونم چی بود کاریم نکردم من اهلش نبودم همش تو جلو چشام بودی
گفتم نمیتونم ببخشمت هی دستمو میگرف دستشو میزدم میگفتم دستت کثیفه
روم اونور بود اصلا نگاش نمیکردم
گف این گوشی بود دیگ پیام دادم بهش بیا
قاب گوشیشو در اورد نگاه نمیکردم صداشو میشنیدم
گوشیشو از وسط شکوند
گفتم منو ببر خونه نمیتونم میلاد نمیتونم ببخشمت
ی لحظه صداش ترسناک شد
گف ببرمت خونه فک کن ببین چی میشه
بریم خونه پس
ترسیدم
ولی ب روم نیاوردم