رفتیم بیرون
اولای مسیر گفتم میلاد جون شنبه بریم پرینت خطتتو بگیریم؟مکث کرد گفت باشه
بعد گف چرا گیر دادی ب این قضیه
گفتم نه فقط میخام پیگیری کنم گف باشه
گفتم پرینت دو تا خطتتم میگیریم میای دنبالم شنبه
یهو گف اون یکی خط چرا هول کرد و صداش یکمی بلند شد
نتونسم خودمو نگه دارم نیشخند زدم گفتم چیه مگه مشکلی داری چیزی داری توش ک ترسیدی
گف مثل دوره دوستی نکن اداهاتو میزنم تو دهنت صداشو خیلی برد بالا
منم داد زدم خیلی پررویی یعنی نمیدونی چرا پرینت میخام
برگشت نگام کرد گفتم چیه استرس گرفتی چشات ی حالیه دستمو بردم طرف قلبش گفتم طپش قلبم ک گرفتی نترس چیزی نمیشه
مینویسم یادم میفته انگار همون لحظس قلبم تن تن میزنه😥