هوا آرام، شب خاموش، راهِ آسمانها باز
خیالم چون کبوترهایِ وحشی میکند پرواز
* کجایی ای که دیدارت، طلوعِ آرزویِ من است؟
* کجایی ای که لبخندت، شکوهِ جستوجویِ من است؟
فضا را از طنینِ گریهی مستانه پُر کردم
تو را از لایِلایِ ابرهایِ تاره جُستم، جُستوجو کردم
شبی در ماهِ لرزان، رویِ موجِ آبها دیدم
تو را در روحِ باران، در سرودِ رودها دیدم
* بیا ای آرزویِ گمشده، مهمانِ خوابم شو
بیا و آفتابِ روشنِ دنیایِ آبم شو...