براش اولویت هستن (مادر و خواهرش ) ، خب من خیلی خوشحال میشم برا اونا هم وقت بزاره ، فقط این خیلی ناراحتم میکنه که همیشه حتی وقتی پیش همیم دنبال یه راهی که بره پیش اونا و حتی منم ببره کلا خیلی اهل اینه همه کنار هم باشیم و خب منم دلم میخواد بعضی وقتا فقط باهم باشیم تنها بریم بگردیم ولی اون نه بنظرتون چیکار کنم بفهمه اقا زندگی مشترک بین دو نفره نه بین کل خانواده -.-
نمیفهمه دختر خالم پیرشد عمرش رفت شوهرم نفهمید با خانوادش رفت خونه گرفت همه باهم زندگی کنن از کونش کنده نمیشد و از اخرم بخاطر خانوادش طلا های دختر خالمو فروخت تا اونا اسایش و ارامش داشته باشن
🦋«زندگیِ مینیمالیستی»🦋 یعنی بازگشت به سادگی ، به اصلِ آن چه واقعاً مهم است. یعنی فهمیدن اینکه شادی در داشتن چیزهای بیشتر نیست، بلکه در داشتن چیزهای درست است. وقتی مینیمال زندگی میکنی، ذهنت سبکتر میشود. دیگر لباسهایی که سالهاست نپوشیدهای ذهنت را شلوغ نمیکنند. دیگر اشیای بیاستفاده در گوشهی خانه یادآور گذشتهای نیستند که رهایش نکردهای.تو یاد میگیری که آنچه ارزش نگهداشتن دارد، عشق است، آرامش است، لحظهای با چای گرم و آفتاب روی پنجره 🌾 اگه دوست داری به جمع مینیمالیست ها ملحق بشی بهم بگو تا لینک تاپیک رو بهت بدم 🥰
نمیفهمه دختر خالم پیرشد عمرش رفت شوهرم نفهمید با خانوادش رفت خونه گرفت همه باهم زندگی کنن از کونش کن ...
واااای ، نامزد منم هر موقع بحث خونه میشه میگه بریم پیش مامانم اینا خانوادگی یه جا باشیم تو یه ساختمون ، هر دفعه به یه بهونه ای بحث و عوض میکنم ، بعضی وقتا میگم ول کنم برم انقدر که این ادم مامانیه