خواهرشوهرم و شوهرش اومدن شهرمون الان اومدیم خونشون بعد شوهرم خواست وام بگیره گردش در حساب گرفته سابقه ش و دیده گفته نمیتونه وام بگیره ریسکش بالاس بهش وام نمیدن
بعد دامادش داشت بهش میگف چرا وام نمیدن شوهرم گفت فک کنم بخاطر وام ازدواج بعد دامادش خیلی جدی گف ربطی نداره نکنه پولاتو میزنی به حساب خانومت ؟ شوهرم گفت نه
من انقد حرصم گرفت خواستم بگم به تو چ چیزی نگفتم اخه به اون چه ربطی داره خودش پولاشو میزد به حساب زنش با حساب زنش وام گرفت
همینجا برداشت گفت من به مهسا گفتم ۱۰۰ بزن به حسابم لازم دارم میخواستم بردارم بگم به زنت گفتی برات پول بزنه؟ مگه پولاتو میریزی تو حساب خانومت؟ دیگه چیزی نگفتم
اعصابم خورد شد به نظرتون چیزی باید میگفتم؟؟؟