قبل عقد بهترین بود نشون میداد ولی کم مثلا میری بیرون
کفشاتو نگا کن
ی بااار ی فروشنده گفت این مانتو قشنگه منم گفتم کدوم قیامت ب پا کرد ک تو حرف زدی
میرفتیم طلا بگیرم میگفت طلا فروشو نگا کردی
در صورتی ک ینجوری نبود
من خر ساده متوجه نشدم
بعد عقد صد درجه بدتر شد
تهمت میزد
مثلا:
فقط با خودش حق بیرون رفتن برا خرید داشتم
ی بار گفتم وسیله میکاپم تموم شده یه چیزای لازم دارم
گفت بریم پیش دوستم از اون بگیریم گفتم باشه
رفتیم اونجا من جرعت نداشتم سرمو بالا بگیرم
گفتم خط چشم دارین گفت دو نوع داریم یکی مال توی چشمه یکی بیرون چشم بد با ناز و عشوه گفت انگاری دختر بود منم خنده ام گرفت بدون نکا کردن
گفتم بیرون چشم
بد ی ماه خونه تنها بودم مامان بابام رفتن بیرون
زنک زد گف منتظز کی ک با اونا نرفتی
بد کفت چرا با دوستم خندیدی ازش خوشت میاد
من اصلا یادم نبود
و خیلی چیزای دیکه پیر کرد منو