2777
2789

همین الانشم اضافه کار سرکاره

خدا میدونه فردا هم میره یا نه

بعد 9 شب میاد خونه

مثلا کارمنده و دخترای اقوام حسودی میبرن میگن شوهر خوبی گیرش اومده

هزارتومن پولم تو جیبم نیست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وایی چطوری تحمل میکنی؟؟ شوهر من اوایل هی حاهراشو دعوت مبکرد نپذیرفتم جنگ شد

به قدری دعوا میکنیم که نگو فقط دعوا دعوا دعوا

میدونی مامانش مدام با بهش پیام میده یا زنگ میزنه یعنی ما نباید بیایم خونه پسرمون به شوهرم

اینم دیگه منو ول نمیکنه

هر وقتم بیان ماشاالله اگه یه چی کم باشه مدام بش میگن مگه قرار بود از خونه باباش بیاره که نیورده مال پسرمونه

دیگه دو هفته یه بار مجبور میشم دعوت کنم همشونو زیادم هستن بعد من تا الان خونه هیچ کدوم از عید تا الان نرفتم یعنی دعوتمم نکردن مامانشم هر وقت میرم نمیدونم پا قدمم نحسه یا کلا خودش مریضه مامانش میفته خودشو میزنه به مریضی شوهرم از اون طرف برو داروخونه دارو بگیر بعدم هر دفعه رفتم هی غر زده با شوهرم مجبوریم با هم خونه بسابیم بعد میایم خونمون دوتامون غش میکنیم از خستگی در صورتی که خونه خودمون شاید قبل اینکه مهمون بیاد فقط با بدو بدو یه جوری تمیز کنیم که ظاهرش تمیز باشه اصلاً حوصله تمیز کاری نه من دارم نه اون شاید واسه عیدا خونه رو قشنگ بسابیم ولی اون هر دفعه رفتیم باید بسابیم

کاش مامانش بذاره به خدا نمیخوام پسرشو ازش دور کنم نمیخوام پاشو از خونمون ببرم ولی ماهی یه بار مهمونی بدم بسه واقعا

هر دفعه میانم همش باید گرون ترین و بهترین چیزا واسشون خریده باشیم

به قدری دعوا میکنیم که نگو فقط دعوا دعوا دعوا میدونی مامانش مدام با بهش پیام میده یا زنگ میزنه یعنی ...


وای چقد سختی میکشی چرا تحمل میکنی دقیقا؟؟ من اصلا صبور نیستن شوهرم میگفت آره هر هفته خواهرم اینجا باشم اصلا قبول نکردم یه دعوایی بدی هم شد نزدیک طلاق رفتیم.. خاهراشم دیگ نیومدن.. پاشونو کشیدن عقب.. اگ بیان بازم نمی مونم اینجا نگ بیکارم هر هفته سرویس بدم

یعنی تو اگه جای من بودی تا طلاق میرفتی درسته ؟

تحملم کمه اصلا صبور نیستم واقعا نمیتونم تحمل کنم.. منم شوهرم بشدت بچه ننه بود هی مدام خانوادشون وقت و بی وقت دعوت میکرد تازه اصلا از منم نظر نمیگرفت تا دم طلاق رفتیم..

وای چقد سختی میکشی چرا تحمل میکنی دقیقا؟؟ من اصلا صبور نیستن شوهرم میگفت آره هر هفته خواهرم اینجا با ...

تنها اخلاق بدش همینه چیز دیگه ای نداره خیلی اخلاقای خوب زیاد داره همیشه بهم احترام میذاره کادو بی مناسبت میخره به خانواده ام هم احترام میذاره

و میدونی متاسفانه شوهرم توی ۴ سالگیش رفتن مسافرت و گم شده و هر چی دنبالش گشتن یعنی گفتن خیلی دنبالش گشتیم حالا راست و دروغ وای خودشون پیداش نکردن

تا حدود ۲ سال پیش که با آزمایش دی ان ای و اینا بالاخره شوهرم تونسته خانوادشو پیدا کنه

و حس میکنم این خلأ خانواده هنوز واسش در نشده با اینکه خخخخیییللللییی میره خونشون و اینا کلا ولی بازم خیلی وابسته شده به خاطر همین بهشون

تحملم کمه اصلا صبور نیستم واقعا نمیتونم تحمل کنم.. منم شوهرم بشدت بچه ننه بود هی مدام خانوادشون وقت ...

ولی من خودم دلم میسوزه واسش میگم مامان باباشو ۲۳ سال ندیده واقعاً شاید انقدر اون سالا اذیت شده که الان انقدر میخواد حضورشونو پر کنه نمیدونم ولی اگه یه روز بچه دار بشم و بچمو واسه ۵ ساعتم گم کنم حس میکنم دیگه عمرا بتونم نفس بکشم

ولی مامانش خداروشکر حالش خوبه و جوونم مونده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز