من دارم دوره پرستاری میبینم ازوقتی شروع کردم به کلاس رفتن شوهرم یجوری شده
خودشو ناراحت میگیره دیشبم میگف تو منو دوس نداری بعد امروزم تو چت میگف هعی فلان مردیم اینا گفتم چرا گف برا چرک کف دست
بعد من رفته بودیم خونه مامان با ذوق مامانم میگف روی شوهرت انجام بده اینا شوهرم محل نمیداد حواس خودشو پرت میکرد نگاهمونم نمیکرد🗿
کلا فکر کنم از پیشرفت من ناراحت میشه یا حسودی میکنه
از الانم بفکر ایینه ک کار کردم بهش پولم بدم ک میگه چرک کف دستو فلان
اعصابمو خورد کرده