بچه ها من از بچگی عاشق کادو دادن و کادو گرفتن و جشن و تولدم....بی مناسبت هم میدم.....ولی زمان های بی مناسبت کادو پیچ نمیکنم مثلاً اگر دو تا جوراب گرفتم یکیشون میدم جاریم یا میدم مادرم یا میدم مادر شوهرم.....یا حتی شاید باورش سخته تا شورتک برای بچه های بچه های برادرشوهرام.....
یا مثلاً میرم مغازه لوازم تحریرم میرم برای بچه های کوچیکه فامیل چیزای کوچیکه میگیرم.....مثلاً از این استیکرای پاورقی چقدرم بچه ها دوست دارند.....
بخدا ادعایی ندارم شخصیتم اینه....
من بابا ندارم.
مامانم هم حقوق بازنشستگی میگیره.
هر ماه به تومان دو تومنی.....هرچقدر بتونه میزنم به کارتم.....من ساده هر ماه این پولارو جمع میکردم و اگر جایی قراره کادو بدیم یا پول بدیم از این پول مادرم میدم...
یه اتفاق مالی افتاده بود که شوهر من و برادراش باهم درگیری مالی پیدا کرده بودن....برادر شوهر بزرگه که خیلی خیلی ام پولداره سهم همسر من و اون یکی برادرشو کم داده بود و همین دعوا انداخته بود....
بعد این دعوا همسرم به من گفت قصد داره برادراشو کنار بزاره من اصلا خوشم نیومد.....چرا؟چون بدم میاد از قطع ارتباط....
تا اینکه شد تولد همین برادر بزرگ پولداره و پسر کوچیکه ی همین آقا....یعنی تولد پدر و پسر باهم بود....مادرشوهر من مهمونی گرفت....
همسرم گفت آقا من با اینا قهرم نمیام.....باهاش صحبت کردم نصیحتش کردم که بریم.....رفتیم.....به همسرمم گفتم برای جلوگیری از ادامه دار شدن این شر من کادو میدم داداشت....کادو ها....یک پیراهن مردونه و یه دست گل بزرگ برای برادر شوهره و یک اسباب بازی یک میلیونی و پونصد هزارتومان نقد برای پسرش بود.
همین برادر بزرگم که تولدش بود.....یه عصبانیت شدیدی داشت....تا کادو هارو دید آروم شد و با شوهرم آشتی کرد....من هم خوشحال بودم.که آشتی کردن...تمام کادو ها با پول مادرم بود.....یه هزار تومنی همسرم هیچوقت نداد....
به همسرمم گفته بودم این یک راز بین من و توئه.....جاری ها...مامان بابات مفهوم من کادو میدم....آبروی جفتمونم.
اما تو مهمونی کنار جاریم نشسته بودم بی هوا مادر شوهرم اومد پیشم ون نشست قهقهه یک عجیبی زد انگار شیطان از دهنش حرف میزد.....پیش جاریم گفت چقدر زحمت کشیدی.....شوهرتم میگه این زن منو سرویس کرده از بس تو خرج کادو منو میندازه🫤این حرف باعث شد مجبور شدم به جاریم بگم کلا دولتی مامانمه.....و اون هم اعتراف کردم اون هم دقیقا همینه.....
به همسرم گلایه کردم گفت ای مادر دهن لقب🥲🥲🥲🥲
به همسرم گفتم تو که میدونستی خودم پولارو میدم