که با هم هستن و رل هم هستن یه سری به افسوس تکون میدم
یاد خودم میوفتم و اکسم که همکلاسیمه تو دوماهی که باهم رل بودیم تابستون بود اخرش امتحانای شهریور بود ایشون روزایی که هر دو همزمان دانشگاه داشتیم ایشون نیومد منو ببینه💔
سر به افسوس تکون میدمو میگم ای به خشکی شانس پسره رفته دیدار دختره ولی برای من چی 💔 دلم میخواد برم یه گوشه بمیرم از دست شانسم