تورو خدا ارومم کنین حالم خیلی بده دغدغم واقعا شاید از نظر همه مسخره بیاد یا بگین برو تراپی الان چی داری میکنی اینجا ولی واقعا ذهنمو خیلی درگیر کردن :
اولا که دلم میخواست که برم دیپلم تجربی بگیرم و بعدش کنکور بدم که دو دلم بخاطر اینکه دیگه ۲۳ سالمه و واقعا از اینکه فقط دانشگاهو خونه برمو بیام خسته شدم یه تنوع میخواااامممم
از اونورم یه پسریو ۷ سال دوس داشتم حالا این آقا رفت با یه دختر که دختره از من ۴ سال کوچیکتره و همونجا محل کار باهم آشنا میشن و اینو من دوماهه متوجه شدم که پولداره و زیبا و کلا دیگه آپشنای یه دختر کم سن و همه چی تمومو داره با خودم میگم من توی سن ۲۳ سالگی چرا هیچ کاری تا الان نکردم و اون دختر هم خوشگله هم پولداره هم انقد ازم کوچیکتره همم اینکه پسر مورد علاقمو در کنارش داره (پسره ام داره خودشو فدای دختره میکنه😐)
این پسر اصلا در این حد عاشق نمیشد ببین دیگه چقد دختره رو دوس داره ای کاش در حد اون دختره بودم اما یه دراز ۱۸۶ سانتی بدرد نخور در خونه ام شاید خو**دکشی کردم واقعا خستم