قرار بود بریم باغ وحش امروز که دیر شد گفت میبرمت یه سر خونه مامانت بعد میریم تهران خونه مامانم بزرگم فردا سه تایی میریم باهم صبح تا شب .بعدشم گفت میریم خونه خالم امشب عشق حال میکنیم من خر گفتم دوسداری با اونا بریم میخای بگو بیان خالت اینام.گفت بهشون بگیم ببینیم میان تو دوسداری با اونا بریم؟ من گفتم من که کلا دوتایی دوسدارم بریم اینور اونور
مهم اینه تو چی دوسداری گفت باشه بعدش بحث کردیم سر همین موضوع گفت خب دوتایی میریم فردا .با کسی نمیریم
بعد انگار ناراحت شد ریخت تو خودش سکوت کرد گفتم چرا ناراحتی گفت تو میخای منو از خانوادم دور کنی .گفتم ینی چی؟ چون دوسدارم دو نفره بریم میخام دورت کنم؟ زدم زیر گریه
گفت اره دیگه من ادم اجتماعیم دوس دارم همگی با هم بریم
گفتم منم ادم دو نفره ای هستم ادمتو کلا اشتباه انتخاب کردی
گفت حالا چیکار کنیم گفتم هیچی .حسرت ب دل موندم دوتایی بریم اینور اونور باهام وقت بگذرونی بیرون .بریم کافه ای سینمایی شهر بازی هرجایی. یبار گفتم شهربازی بریم گفتی اونو باید با مامانم بریم. همه جا فقط خانوادت. انگار من برات کمم ناکافی ام نمیبینی منو .الانم گزاشت خونه مامانم منو
معلوم نیست دیگه بیاد دنبالم حالتش طوری بود که میخاد کات کنه بره