2777
2789

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

یه بار یادمه رفتیم ختم یکی از فامیلامون


بچه بودم یه خرما برداشتم


اومدم خونه سیاه و کبودم کرد گفت کمبود داری


ی بارم یادمه بابام اونقد با کمربند کتکم زد که تمام بدنم کبود لود


تولد دوستم دعوت شدم نرفتم انقد کبود شده بودم


با کتک باز کناز میام اما از زبون زهر دار مامانم متنفرم حرفاش دیوونم میکنه



من تمام کودکیم تروماعه ، من سن ۱۲ سالگی پریود شدم


مامانم هر کاری انجام میدادم بهم میگفت میخوای به بابات بگم پریود شدی ه..رزه؟


من بدبخت فکر میکردم کار گناهی کردم که اینطوری شده


همیشه راه میرفت با مادربزرگم تحقیرم میکردن ، الانم تحقیر میکنن ولی الان دیگه پوستم کلفت شده


بهم میگفت چاق ، گنده بک ، زشت


یه بار ۱۳سالم بود انقد موهامو کشید و من استرس کشیدم موهام ریخت و تا پارسال در نیومد



کلی تروما دارم

مامان بابام بهم خیانت میکردن

کلی کتک خوردم

بهم تعرض شده

کتک خوردن مامانمو دیدم

از وقتی به دنیا اومدم مامانم باهام درد و دل میکرد(شاسد فکر کنین چیز خاصی نیست ولی اثر روخی روانی بدی میزاره رو بچه)

با اینکه ۵-۶سالم بود باید جلو مامان بابامو میگرفتم که بلایی سر هم نیارن،باید مراقب خواهر کوچیکترم میبودم که آسیب نبینه از این دعواها


لباس کهنه مردمو میپوشیدم


مامانم میخواست خودکشی کنه

بابام میخواست خودکشی کنه

آجیم میخواست خودکشی کنه

خودم چند بار خودکشی ناموفق داشتم،اولیش ۹سالم بود...

دیگه هیچی واسم مهم نیس...
کلی تروما دارممامان بابام بهم خیانت میکردنکلی کتک خوردمبهم تعرض شدهکتک خوردن مامانمو دیدماز وقتی به ...

وای عزیزم ، منم همینطوریم

هر روز که هر روزه بیدار میشدم مامانم میگفت آخر یه روزی ولت میکنم میرم میذارمت پیش این بابات

همیشه شبا تا دیر وقت بیدار می موندم نکنه بره

آبان امسال خودکشی کردم اما حتی نبردنم بیمارستان گفتن شهر کوچیکه خبر بپیچه آبرومون میره اونقد شیر بهم دادن هرچی قرص خوردم بالا آوردم تا سه روز ضربان قلبم رو ۱۳۰ بود وقتی حالم خوب شد دوباره زدنم گفتن لایق مرگی نه زندگی



وای عزیزم ، منم همینطوریمهر روز که هر روزه بیدار میشدم مامانم میگفت آخر یه روزی ولت میکنم میرم میذار ...

دقیقا منم همیشه ترسشو داشتم که مامانم ولم کنه بره،اخرم همینکارو کرد ولی دوباره برگشت...


نه من کسی نفهمید خودکشی کردم،میفهمیدن خیلی بد میشد

دیگه هیچی واسم مهم نیس...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز