2777
2789
عنوان

درگیری با جاری و مادرشوهر

4499 بازدید | 127 پست

سلام خانما

من ازدواج دوممه

همسرمم همین طور

همسرم از ازدواج قبلیش ی پسر ۶ساله داره

دخترعمو وپسرعمو بودن

مادرشوهرم از اول مخالف ازدواج ما بود

خواهرشوهرام ب ظاهر دوست بودن باهام اما هربار ک تماسی برقرار میشد مدام از عشق و علاقه همسرم و خانمش صحبت میکردن ک میگفتن ک تو اگه زن باشی اجازه میدی مجدد ب هم برگردن اون ناموسمونه و اون هنوز عاشقشه و و و ....

روز مادر ب اصرار شوهرم رفتیم خونه جاریم چون مادرشوهرم و پدرشوهرم خونه اونان برای عمل اومدن مشهد و کلا شهر دیکه زندگی میکنن

خلاصه رفتم جلو دستشو ببوسم ب بهونه تشک دوختن دست نداد ...شوهرم اشاره کرد پاشو کمک کن پیش دستی گذاشتم جلو مادرشوهرم پرت کرد سمت دیگه و ظرف شیرینی رو هم هل داد جلو ...تمام مدت زیر لب غر میزد و ب زبون خودشون توهین میکرد بهم ..این وسط جاریم نشست کنارم گف فلانی(زن سابق همسرم) زود تصمیم ب جدایی گرفت و پاپس کشید تو ی زن خیابونی بودی و ...

خلاصه اینو بگم ک شوهرم سرکار نمیره ...هیچ خرجی نمیده و از موتورش تا پول پیش خونه مال منه ...تازه بچه زن سابقشم میخواد بیاره بندازه گردن من

اینا فک میکنن من پسرشونو ب زور نگه داشتم فک کردن چ خبره نمیدونن ماه هاس کارش خوردن و خوابیدنه و خرج زندگیمونو برادرای من میدن

شوهرم هرچی ک برای منه مال خودش میدونه و مدام کتکم میزنه و فحاشی میکنه ...

هربار تهدید ب شکایت میکنم تهدید ب مرگ میکنه منو و ازخونه خودم بیرونم میکنه


نمیدونم چکار کنم...ما بچه مشترک داریم ۲۱ ماهشه...میخوام بره چون نقشی جز ی آدم مفت خور برام نداشته

اینم بگم ک میخواسته ب زن سابقش رجوع کنه اون قبول نکرده

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هیچی ..شوهرم میگه بابام میخواد بهم خونه بده تو موظفی بچه زن سابقمو جمع کنی و باهاشون خوب باشی

قبل ازدواج نشناختبش؟ ببین خیلی مهمه چرا زن قبلیش رفته احتمالا از دست این اخلاقاش فرار کرده باشه

🫂🙂سردرگم در هیاهو

چرا بااین موجود ازدواج کردی اخه اصلا یعنی قبل ازدواج نشناختیش اصلا؟


شهر دیگه بودن همسرم با خواهرزادش ک اختلاف سنی ۲سال دارن نو مشهد مغازه داشتن و ...۶ماه صحبت کردیم و ...اصلا اینجوری نبود ماه پنجم بارداریم سر ی مال دزدی ک میخواست تو خونمون مخفی کنه کتکم زد و ...از اونجا شناختمش ک چی ب چیه

به نظر من پا پس نکش سعی کن با مشاوره زندگیت بسازی بچه داری و دفه بعد بهت گفتن شلیطه گری جوابشون بده بگو رفته تاب خورده کسی نخاستش حالا اومده از این خبرا نیست

شوهرتم حتما تحت تاثیر حرفای اونا خواسته بهش برگرده باهاش صمیمی شو و از عشق مادر فرزندی خودت بگووو

قبل ازدواج نشناختبش؟ ببین خیلی مهمه چرا زن قبلیش رفته احتمالا از دست این اخلاقاش فرار کرده باشه

بله از ابلاغیه های دادگاه فهمیدم ک با لوله پولیکا میزدتش و ...اختلافات بدی داشتن زمانی فهمیدم ک خیلی دیر شده بود

به نظر من پا پس نکش سعی کن با مشاوره زندگیت بسازی بچه داری و دفه بعد بهت گفتن شلیطه گری جوابشون بده ...


از نظر شوهر من روابط زن و شوهری یعنی سرویس دادن ۲۴ ساعته ...وقتی سرکار نمیره چندماهه پول شیرخشک پسرمو برادرام میدن ...هیچی براش مهم نیست میگه همینهاست ناراحتی برو ...بچه رو بذار چون از خونه بابات نیاوردی

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز