من متاهل هستم قبلا یه اشتباهی بود که نباید میکردم کردم الان خیلی پشیمون قبلا پیش رفیقم درد دل کردم یک موضوعی بین منو رفیقم شد البته رفیق نمیشه گفت دشمن حالا هی میاد پیام میده من ابروت میبرم میامپیش شوهرت همه چیز میگم دوست ندارم زندگیم خراب بشه هر هفته میاد تهدید میکنه بنظرتون چیکار کنم؟؟؟ دختر خالم میگ این نقطه ضعف گرفت اینجوری میکنه دلم میخواد خودم بکشم
و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام، چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...
و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام، چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند...