راجب گوشی تو گروه دانشگاه میپرسیدم پسره هم دانشگاهیم جواب داد اول منو نشناخت فک کرد پسذم اومد تو پی ویم بعد فهمید من کیم بعد حرف و اینا من آدم شوخ و رکیم حرف زد خندیدیم بعد گفت برو بچه جان سه ماه گوچیکتره گفتم برو بخواب ینی ولم کن نرفت بعد کلی سوال و جواب و اطلاع گرفته اومده میگه یه سوالی بپرسم میگم نه با اسرار پرسید
میپرسه چرا درخواستمو رد کردی
حالا درخواستش چی بوده آشنایی برای دو سال پیش
خودمو زدم به اون راه خلاصه قشنگ کنظورشو رسوند بعد گفتم اهلش نیستم و شما کوچیکتری باز میپرسه چرا
منم روم نشد بگم بابا ازت خوشم نمیاد
چی بگم والا آهر سر میگه تو منظوری داشتی خودتو معرفی کردی
😐😐😐 گفتم خب برا چی باید دروغ بگم دلیلی برا دروغ نداشتم
واقعا که نباید بهشون رو بدی اصلا دلتون براشون نسوزه پوست کلفتن