من یه پسر ۲۴ ساله ام که سه سال شب و روز شاگردی کردم با جیب خالی و بدون دستمزدی و این کارو یاد گرفتم و حتی از خیلی از استاد کارا هم خدایی بهتر کار میکنم بعدش اومدیم اطراف تهران حالا کسی نیس جز خدا که بدونه من کارم چیه و شرکت هم هست توی این شهر ولی ماهی ۱۵ تومن نهایت بدن حالا ناچارم دارم کارگری ساختمون میکنم خیلی دلم گرفته از سرنوشتم آخه قبل این قضایا هم کلی چالش و گرفتاری داشتم دیگه خسته ام روحیه ام خیلی ضعیف شده با این گرونی ها امیدی نمونده خیلی آرزو داشتم هیچ وقت فکر نمیکردم تو این سن بازم چیزی نشده باشم انقدر بیل زدم این چند هفته کمرم درد میکنه حالا اینا هم به کنار پول گرفتنم درد سرای خودش رو داره شمام مثل آجیم . کار خودم هم تا جا افتادن زمان بر هستش و از روز اول به عنوان شغل دوم در نظر گرفته بودم تازگی ها هم انقدر ورق ام دی اف گرون شده مردم روزشون نمیرسه کابینت و کمد دیواری بزنن.
جایی هست با مدرک دیپلم استخدام کنن اگه نظری نصیحتی دارید بگید