بلند شدم رفتم بادمجون گرفتم اومدم سرخ کنم
کلی شوهرمم غر زد خودمونو داریم سبک میکنیم
آخه دفعه ها قبل هم که رفتم خونه بابام خودم غذا دریت کردم با سختی بردم
حالا پدرشوهرم پیرتر از بابامه یا خودش غذا درست میکنه یا میخره
زنگ زدم به بابام گفتم خوب تو بلند شو بیا من سختمه گفت نه من کمرم درد میکنه رفتم حمامو سرماخوردم کاری نمیخوای بکنی یه بادمجونو اصلا آدم واسه شکمش نیست که میخوایم همدیگه را ببینیم