2777
2789
عنوان

شام سمی

123 بازدید | 10 پست

چند شب پیش زنگ زدم جاریم بریمخونش شب نشینی جاریم نبود گفت جایی دعوتیم دو شب بعدش جاریم دعوت کرد شام منو همسرمو

اما خانواده شوهرمو نگفت

پدرمادرشو


از اون شب

پدر مادر همسرم کلن غر غر چرا مارو نگفتن

چرا ی بشقاب شام ندادن

چرا رفتید

چرا ب ما بی احترامی کردن

همه دق دلیشون سر شوهرم خالی کردن

زن توام نمیاد نمیره از اون جاریش یاد گرفته

از پسر بزرگشون حساب میبرم پیش اون عین موش صداشون در نیومد اما پیش شوهر بدبخت من چی کردن

باعث شدن یه دعوا حسابی کردیم

قبول دارم کار جاریم زشت بود ولی خب به من چه مگه من مهمونی دادم چرا باید به آتیش اختلاف اینا زندگی من بسوزه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خودتو قاطی دعواشون نکن بزار ب شوهرت بگن هرچی باشه پدر و مادرشن


پای منو کشیدن وسط یه کاری کردن شوهرم گفت عجب.... خوردم زن گرفتم یه فساد افتاد چی کردم با شوهرمو

😑😑😑

بعد از این آتیش میگیرم دو ماه جیکم با شوهرم در نیومد آروم نشستم سر زندگیم . آخه تازه عروسم دو ماهه ازدواج کردم

فساد شام یکی دیگه پای منو گرفت
کاش پام میشکست نمیرفتم
کاش خبرم اون شب اصلا هوای شب نشینی نمیکردیم

بعد از این آتیش میگیرم دو ماه جیکم با شوهرم در نیومد آروم نشستم سر زندگیم . آخه تازه عروسم دو ماهه ا ...

مادرشوهرت میخواسته بین دوتا جاریو بزنه ک موفقم شده عزیزم


پاینده ایران🩵

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز