2777
2789

تا پارسال از صبح وسایل میگرفتم میرفتم خونه مادرشوهرم تا شام و چیدن میز انجام میدادم اون یکی عروساش ساعت یازده شب میومدن میخوردن عین گاو میرفتن امسالدعوامون شد معلوم شد لیاقت محبت ندارن همون بهتر تنها باشن پرتقالشونو بخورن اونا چیه میز چیدن غذا خوب پختن چیه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

میریم خونه مامانم نمیشه همین طوری برید خونه پدر و مادرتون شب نشینی خودتون هم کمی خوراکی ببرید ؟

من همون خونه مامان بابامم دیگه😂

منظورت مادربزرگ باشه با یکیش رفت و آمد نداریم اونیکی رو هم مهمانی دعوت کردن

هم ما اینجا غریبیم هم همسایمون گفت بیاید اونجا فردا دیگه میریم خونشون تا صبح پیش همیم

بعضی زخمها قدیمی ان اما انگار همین دیروز اتفاق افتادن. چون هیچوقت اجازه ندادی واقعا دردشون رو حس کنی. یه چسب زخم بزرگ زدی و روش نوشتی[مهم نیست]

من همون خونه مامان بابامم دیگه😂منظورت مادربزرگ باشه با یکیش رفت و آمد نداریم اونیکی رو هم مهمانی د ...

پس چاره ای ندارید با اون یکی رفت و آمد کنید😁

زنگ بزنید ۴ نفر بیان پیشتون تنها نباشید 😅

معلم کلاس اول هستم هر سوالی داری میتونی بپرسی 📝📝📝📝✏✏✏✏
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108