دانشجو ام و خوابگاه
یکماهه پیش با خانوادم بحثم شد(مامانم)
سر دخالتهای بیجای فامیلاش تو مسائلی ک اصلا ربطی بهشون نداره
دم ب دم میخوان نظر بدن دخالت کنن و تعیین تکلیف کنن همش هم ب خاطر اخلاق مامانمه ک آب میخوره به همشون گزارش کار میده
تو شرایطی که میدونه ک دشمنن دعا میزنن و...
اون دفعه هم یکی از اقوامش بهم تیکه انداخت من ب روی خودم نیاوردم دوباره یکی دیگ دخالت مرد تو ی موردی درمورد خاستگار و....
منم زدم ب سیم آخر کلا باهاش بحث کردم و قهر کردم